حسن حسن زاده آملى

15

خير الاثر در رد جبر و قدر (ودو رساله در كسب واقسام فاعل) (فارسى)

و به بيان رساى شيخ : الإرادات التي كائنة بعد ما لم تكن ، و كلّ كائن بعد ما لم يكن فله علة ، فكلّ إرادة لنا فلها علة ، و علّة تلك الإرادة ليست إرادة متسلسلة في ذلك إلى غير النهاية ، بل أمور تعرض من خارج أرضية و سماوية ، و الأرضية تنتهى إلى السماوية ، و اجتماع ذلك كلّه يوجب وجود الإرادة . « 1 » ظاهر است كه شوق و اراده از هم منفك مىشوند ، ولى فعل از اراده منفك نمىشود . مثلا صائم ، شوق خوردن غذا دارد ولى ارادهء آن نمىكند ، و مريض ارادهء خوردن دوا مىكند ولى شوق بدان ندارد . و روشن است كه تصديق به غايت فعل ، همان داعى است . و در فعل حق سبحانه ، داعى صورت نبندد ؛ زيرا ، واجب الوجود تعالى هم علّت فاعليهء فعل است و هم علت غائيهء آن . و اگر غاية الغايات و مقصود بالذّات در فعل مطلق او ، خود او سبحانه نباشد بايد چيز ديگر باشد و در اين صورت ، استكمال خداوند به ديگرى لازم آيد و حال اين كه بسيط الحقيقة كلّ الأشياء ، پس ديگرى نيست . لذا اطلاق اراده بدين معنى كه در ما مىشود ، در بارى تعالى ناصواب است و نقص بارى لازم آيد . و اگر بصيرى گفته است كه : « اراده ، چون به ساحت قدس الهى رسد ، علم مىشود . » ، نيكو گفته است ؛ زيرا ، ذات ، عين علم و عين داعى است ، پس اراده ، عين ذات است . قدرت و به همين سبك در قدرت بايد تأمّل و تدبّر كرد تا بدانى كه بارى تعالى بالفعل و لم يزل و لا يزال ، قادر بالذّات است ؛ زيرا كه در جميع صفات كماليه ، فعليت مطلقه است .

--> ( 1 ) . الهيات شفاء ، ج 2 ، ص 645 ، ط 1 . ( فصل اول ، مقاله دهم )